بديع الزمان فروزانفر
مقدمه 1
زندگانى مولانا ( فارسى )
[ پيشگفتار ] باسمه تعالى نزديك به هيجده سال پيش اين رساله كه از نظر خوانندگان محترم مىگذرد بطبع رسيد و به اندك مدت نسخ آن كمياب بلكه ناياب گرديد و از ديرباز ياران عزيز و دلباختگان احوال و آثار مولانا تجديد طبع آن را خواستار مىآمدند و اين ضعيف به علت قلت بضاعت و نيز بسبب مشغولى به مقابلهء ديوان كبير و تحليل و شرح مثنوى و تصحيح فيه ما فيه و معارف بهاء ولد فرصت و توفيق اين خدمت نمىيافت و چون در نتيجهء گذشت روزگار و دوام مطالعه در احوال و آثار مولانا و راهنمايى دوستان دانشمند باسناد و مدارك جديد دستيافته بود پيوسته اين هوس در سر مىپرورانيد كه تأليفى مستقل متكى بر اسناد و نظرهاى تازهتر بنياد نهد و دربارهء احوال مولانا بهشرحتر سخن گويد ليكن اين هوس جامهء عمل نپوشيد و فرصتى مناسب و حالى شورانگيز كه خامه را در بيان حال و زندگانى آتشين آن بزرگ در گردش تواند آورد روى ننمود و بتكلف و عبارتپردازى شرح چنان سوز و شوق ميسر نمىگشت چه اگر شور و حالتى در تأليف نخستين از خلال عبارت زبانه مىزند آن نه از مؤلف كتابست كه آن مايه را نگارنده از بركت صحبت پيران آن روزگار و خاصه در سايهء ولايت باطنپرور و حالآفرين مادر خويش حاصل كرده بود و اكنون سالهاست تا دست عنايت و لطف بىشائبه مادر از سر وى برگرفته و درهاى معانى و سوز درون بر روى او فراز كردهاند و آن آتش كه از منبع انوار بزرگان در كانون سينه داشت به آميزشهاى سرد و در برفريز مشاغل دنيوى فسرده و خاكستر شده است و با چنين فسردهدلى خاموشى بهتر مىنمود تا اينكه در خردادماه سال پيشين دوست عزيز فاضل آقاى دكتر سيد صادق گوهرين كه بآثار مولانا عشقى شگرف دارد الحاح در پيوست و در عذر فروبست و آقاى اكبر زوار مدير محترم كتابفروشى زوار قدم شوق در ميدان ارادت نهاد و بر تجديد طبع اين رساله همت گماشت و مشكل مادى از